دوا باش ، دوا باش ................................
*** في الحال كه به حضور منور و نارنجكتون شرفياب ميشوم به طرز زائد الوصف مع الفارقي ! يك جفت دندونم درد ميكند بسي!بقول نامجو: درررررررد ميكند بدجووووووورررر!!!
ما به همه لطايف الحيلي كه بلد بوديم متوسل شديم كه درد اين لامصب دندان را ، اندكي التيام و مرهم بنهيم!از ضماد و كافورو انگبين و سكنجبين و گل گاو زبان و ...تا بروفن و ديازپام ده و شيشه و كراك و ال اس دي و ...اما به جان شما كه نه به جون اين دختر زشت همسايمون كه همش داره آماره منو ميگيره افاقه نكرد كه نكرد...زبون خوش كه حاليش نيس...هي بهش ( ببخشيد ) بهشون ميگم : عزيزان من!يك ذره مراعات اين صاحب مُردتونو بكنين!اينقدر درد نكنيد!اينقدر اشك منو در نيارين...مگه گوششون بدهكاره...مثه دوتا پيرزن نشستن عين ور وره جادو يه ريز غر غر ميكنن و دل منو ريش ريش ميكنن!اصلا بيا و ببين چه خبر تو دلم.انگار دارن لباس چنگ ميزنن!
خلاصه ايشالا خدا قسمتتون كنه برين يه سفر هلند !!!( چه ربطي داشت؟!!!) منظورم اين بود كه خدا نصيبتون نكنه همچين دردي رو...از خدا كه پنهون نيس از شما چه پنهون كه رفتيم خدمت حكيم ...حكيم فرمودن كه اين دوتا دندان مبارك بايد عصب كشي بشن ...ما هم كه تا حالا همه جور كشيدني ديده بوديم غير از نوع عصبشو !هاج و واج اين جناب حكيم باشي رو نظاره كرديم.هي ما حكيمو ديد ميزديم هي اون مارو..خلاصه حيكم شاكي شد و به يه خانم اَنترن ( بسيار بسيار محترمه!) فرمودن كه با كمال احترامو ادب و البته تشريفات مخصوص ( كه صد البته شامل همه مريض ها نميشه!!!) ما رو به طرف خارج از اتاق هدايت كنند ( بخوانيد با تپيا انداختنمون بيرون !)..بهههله...حالا روز 3شنبه اون روز موعوده كه قراره سيم كشي ( ببخشيد ) عصب كشي بشم !!!
آخيش! يه ذره روده درازي كردم دندون دردم بهتر شد!!!
راستي يه چيزي!افسان عزيز !نمي خواي بي خيال ما بشي؟!!!عزيزم.كجاي پست قبلي مي خواست روحيه يا اميد يا ...بده؟هان؟!!تو اينا رو از كجا استخراج كردي عزيزم؟!!چون جون خودتو قسم خوردي مجبور شدم بهت بگم عزيز دلم ، يه ذره با دقت تر پست ها رو بخون!اگه بازم متوجه نشدي يه چند بار از روشون رونويسي كن شايد متوجه شدي!اگه بازم افاقه نكرد شماره بده من شخصا بصورت تلفني يا بعدا بطرز كاملا حضوري متوجهتان بكنم اساس!!!
با اين شعرم حال ميكنم بدددجوووورررر....جون بچه هاي بالقوه تون يه ذره اينا رو با دقت بخونين كه بعدا ها مانند بعضيا نظرات عجيب و غريب برام ول نكنيد!قربوووس همگي....***
عزيزان ، عزيزان صداتان بريده !
ترانه از اين بام پر و بال كشيده .
بباريد كه اين بار دل خاك گرفته .
برقصيد كه اين ساز به بي داد رسيده .
بكوبيد ، بكوبيد ، به آواز بگوييد .
كه از بار چه بسيار سر باغ خميده .
شماييد خود ماه كه در چاه نشسته .
شماييد خود " شمس " كه از شعر چكيده .
همه خوب و همه خواب ، شب ساكت مرداب !
همه ماه گرفته در اين بسته ترين قاب .
رها باش ، رها باش از اين فتنه رها باش .
قفس تنگ و نفس تنگ ، هوا باش ، هوا باش .
همه قيل و همه قال ، همه گنگ و همه لال .
تو اي بسته پر و بال ، تو پرواز ما باش .
من آزاد نبودم كه تو آباد نبودي .
من از ياد نبردم كه تو در ياد نبودي .
تو اي زخم قديمي ، بيا شفاي ما باش .
تو اي درد صميمي ، دوا باش ، دوا باش .......
شهيار قنبري ......