من زندگي را دوست دارم ،
ولي از زندگي دوباره مي ترسم !!!
دين را دوست دارم ،
ولي از کشيش ها مي ترسم !!!
قانون را دوست دارم ،
ولي از پاسبان ها مي ترسم !!!
عشق را دوست دارم ،
ولي از زنها مي ترسم !!!
کودکان را دوست دارم ،
ولي از آئينه مي ترسم !!!
سلام را دوست دارم ،
ولي از زبانم مي ترسم !!!
من مي ترسم ،
پس هستم !
اين چنين مي گذرد روز و روزگار من !!!
من روز را دوست دارم ،
ولي از روزگار مي ترسم !!!
براي اعتراف به كليسا مي روم ،
رو در روي علف هاي روييده بر ديوار كهنه مي ايستم
و همه ي گناهان خود را يكجا اعتراف مي كنم.
بخـشيـده خـواهـم شــــد ،
به يقيــــــن ................
عـلـف ها بي واسطه با خـــــــدا سـخن مي گويند !!!!!!!!
دانلود دكلمه " اعتراف " از زنده ياد حسين پناهي