نوستالژيكمان بالا مي زند ييهووووووووووو …..
نوستالژيكم ميزنه بالا و خفم ميكنه ، وقتي يه ترانه اسپانيايي دهه 80 گوش ميدم و خواننده اون ترانه كسي نباشه جز " خوليو اگلسياس" ...خواننده اي كه با خوندنش هر دلي رو از خود بي خود ميكنه .... خواننده عشاق ! خواننده اي سراسر رمانتيك و احساس ......
خواننده نسل پدرامون !!! در مقابل پدري كه بر خلاف پسر ناخلف جلف بي هنرش ، يه هنرمند بود ! چه زماني كه گلر تيم رئال مادريد بود و چه زمانيكه بعلت تصادف شديد مجبور شد براي هميشه فوتبالو ترك كنه و به موسيقي رو بياره ! طي دوسالي كه توانايي راه رفتنو از دست داده بود ، متوجه شد كه در زمينه موسيقي استعداد داره و اينو تنها يه گيتار قديمي در به داغون كه جهت تمرين انگشتانش از اون استفاده ميكرد ، به خوليو متذكر شد !!!همين باعث شد ، خوليو كه تحصيلاتش در رشته حقوق بود ، اولين جايزه خودشو در سال 1968 در 23 سالگي بدست بياره ( بيخود نيس ميگم اون پسر كودنش سر سوزني به پدر شباهت نداره!) ....بگذريم ...
تو اين پست يكي از ترانه هاي بسيار بسيار زيبا و قديمي خوليو به اسم - El Amor ( 1987 ) - براي دانلود گذاشتم ....
ترانه اي كه با روح ادم بازي ميكنه و من مطمئنم هر كسي رو به خاطره هاي خوب و بد گذشته هاي دورش ميبره ...اما منو .....
منو ميبره به كوچه هاي بي كسي و تنهايي ، كوچه هايي كه خودتي و خودت ...هيچ وقت اين كوچه ها تمومي ندارن ...هر چقدر هم بري نه به انتهايي ميرسي و نه به در باز خونه اي ....همه درها بستن و تو تنهايي ....تو اين كوچه هاس كه تنهايي و بي كسيتو فرياد ميزني اما دريغ از يك در باز يا يك دست دراز شده بسوي تو براي فرار از اين كوچه ....ياد ترانه فرهاد ميوفتم :
جغد بارون خورده اي تو كوچه فرياد ميزنه
زير ديوار بلندي يه نفر جون مي كنه
..........................................
دلم از تاريكي ها خسته شده
همه درها به روم بسته شده
من اسير سايه هاي شب شدم
شب اسير تور سرد آسمون
پا به پاي سايه ها بايد برم
همه شب به شهر تاريك جنون ...........
چراغ ستاره من رو به خاموشي ميره
بين مرگ و زندگي اسير شدم باز دوباره ......
بـــــــــــــــــــــــــــي خيـــــــــــــــــــــــــــــــال ...
اين ترانه رو گوش بدين ، جاي منم حالشو ببرين !!!
El amor
no sَlo son palabras que se dicen al azar
por un momento y sin pensar
Son esas otras cosas que se sienten sin hablar
al sonreيr, al abrazar,...
(El amor) (El amor)
(El amor) (El amor)
El amor
a veces nunca llega porque pasa sin llamar
se va buscando a quién amar
A veces, cuando llega llega tarde, porque ya
hay alguien mلs en su lugar
(El amor) (El amor)
(El amor) (El amor)
El amor
no sabe de fronteras, de distancias ni lugar
No tiene edad. Puede llegar
perdido entre la gente o arrullado en un cantar
por un reيr, por un llorar,...
(El amor) (El amor)
(El amor) (El amor)
El amor
es perdonarse todo sin reproches y olvidar
para volver a comenzar
es no decirse nada y en silencio caminar
es ofrecer sin esperar
(El amor) (El amor)
(El amor) (El amor)
(El amor) (El amor)
(El amor) (El amor)
دانلود ترانه قديمي و زيباي " El Amor " از خوليو اگلسياس
من سهيل يك ستاره ام.من هستم كه شب به ظلمت نماند.اما دريغ كه خود همواره در ظلمتم ...