حول حالنا الي احسن الحال ....!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دو سه سالي هست كه ديگه عيد ندارم ... يعني سال نو ميشه اما واسه من هيچ فرقي با روز قبلم نمي كنه . ديگه اون ذوق و شوقو ندارم.اخه واسه چي داشته باشم . شايد واسه همه مردم سال نو ميشه . عيد ميشه ، اما واسه من عيد نميشه .
دو سه ساله كه عيد واسه من يادآور بدترين روزاي زندگيمه .روزايي كه واسه هميشه شادي عيدو از زندگي من با خودش بردن.روزايي كه ديگه شاد نبودن . ديگه خوب نبودن . حتي ديگه چشم انتظارشون هم نبودم .
بچه كه بودم با خودم مي گفتم كي ميشه عيد بياد ...اما حالا ازش متنفرم .مي گم كاش كي عيد نياد . يا كاشكي عيد بيادو سال نو بشه و 13 روز عيد تموم بشه و من تمام اين مدت خواب باشمو پا نشم و وقتي بيدار ميشم تقويم روز 14 فروردينو نشون بده !كاشكي مي شد واسه هميشه اين 13 روز از تقويم زندگي من پاك بشه ...وقتي روزاي عيد ميشه ياد روزاي ماتم و عزا ميوفتم .ديگه عيد واسم شادي نمياره . واسم اشك و غم سوغاتي مياره ... تنهايي و دربه دري ..بي كسي ...آوارگي ... مرگ همه آرزوهاي قشنگ و رنگارنگم ...واسم مياره ... عشق و اميد و غرور رفت و داغون شد و رفت ....
فردا صبح باز عيد ميشه ...باز سال نو ميشه ...اما فكر كنم برعكس سال هاي قبل وقت سال تحويل خواب باشم !يعني بهتره كه خواب باشم تا خيلي چيزا يادم نياد و عذابم نده ....تا يادم نياد كه سال تحويل 3 سال پيش چه اتفاقاتي افتاد .
عيد مال شماها ....شماها كه شادين ... شماها كه به عشق خاطرات قشنگ و رنگارنگ عيد هاي گذشته ، چشم انتظار رسيدن نوروز و عيد هستين ...اما عيد من مشتي خاطرات تلخ خاكستري خاك خوردس كه مرور و ياداوريش جيگرمو خون مي كنه ...
همون بهتر كه وقت سال تحويل خواب باشم تا نفهمم كه سال نو شده و عيد اومده ..نفهمم دهه ي من شروع شده ...نفهمم عمر خوشبختي من چقدر كوتاه بود ....نفهمم و حسرت نكشم به داشته هايي كه خدا ازم گرفت و تو جوووني پيرم كرد و نداشته هايي كه هيچ وقت بهم نداد و حسرت به دلم گذاشت ...اين بود سهم من از زندگي ...
ديگه حتي دعاي سال تحويلو هم نمي خونم ... حول حالنا الي احسن الحال !!!!
ديگه برام مسخره است ... نه حالي برام مونده و نه حال خوبي در انتظار منه !!!!
بهار براي هميشه از زندگي من پر كشيد و رفت و جاشو داد به پاييز و زمستون ... ديگه سال من با بهار شروع نميشه ...سال من همش پاييز و زمستونه ...
توي جووني كمرم شكست و خميده شدم . خزان زندگيمو ، تو جووني ، توي همين نوروز و بهار شما ، به چشم ديدم... عيـدم به عـزا تبديل شد و بهـارم به خـزان .....
بقول يه دوست داشتني نبايد لب به شكايت و گلايه باز كرد !!! آره....اما سكوت من ، بغض تو گلو موندم ، از صد تا گلايه و شكايت و بد و بيراه بد تره!!! از كي ؟ از اوني كه مسبب همه اين اتفاقات بود !!! كسي كه مي تونست نزاره بين منو بقيه فرقي باشه !!! مي تونست نزاره عيدم ، عزا بشه !!! مي تونست تو جووني ، پيرو خمودم نكنه !!! اما نكرد ، شايدم نخواست ...!!! اون منو انتخاب كرده بود !!! من مي بايد تو جووني با بقيه جووناي ديگه فرق مي كردم !!! اون فقط به اين فكر كرده بود كه من بايد با همسناي خودم فرق داشته باشم ، اما به اين فكر نكرده بود كه بعدش چي ؟!!!! حالا كه منو جدا كردي ... حالا كه ديگه من با همسناي خودم فرق پيدا كردم ، نگفتي چه جوري بايد زندگي كنم ؟؟!!! با اين شرايط عوض شده و تغيير كرده ...
آره ..تو فقط به تغيير فكر كردي ، دريغ از اينكه واسه ادامه ماجرا فكري كرده باشي !!! شايد كفر ميگم ... نمي دونم..اما خستم ... درموندم ...ديگه حوصله هيچ چيزيو ندارم ... نه خودم .. نه بقيه و نه حتي خدا ... خدايي كه قرار بود در همين نزديكي ها باشد و نبود !!! مثل يه آوار بر سرم خراب شد و رفت .... خدا رو ميگم ....
خدايي كه قرار بود در قبال اين تغيير و تفاوت ، حداقل يه جفت گوش شنوا باشه ، كه نبود !!!تو به قولت عمل نكردي ..... خدا با توام !حتي گوش هم نبودي ... تا دم در خونت اومدم ... حتي اونجا هم گوش نبودي ! خودت بگو كدوم از اون همه حرف رو گوش كردي ... شايد چون نيمه شب ميومدم در خونت خواب بودي !
اون همه راه ، اون همه حرف .... سرسوزني برات مهم نبود ! تو هم با من نبودي !تو فقط وقتي بيدار بودي كه قرار بود سهم آدما از نداشته ها يا گرفته شده ها رو معلوم كنن ...!!!!!
اصلا مي دوني چيه ؟!!!! تو كه يا ندادي يا گرفتي ! بگير ....بقيشم كه داري ذره ذره مي گيري ....بگيــــــــــــــــــــــــــــر ....بگير هم خودتو خلاص كن هم منو ..... بذار حداقل يه كارو خوب و كامل انجام داد باشي !!! ديروز يه نفر ، امروز يه نفر ، فردا منو ... بگير ....دعاهام داره مستجاب ميشه !!! حالا مي فهمم كه دعاهام داره مستجاب ميشه ...آره ...... ديروز يه نفر ، امروز يه نفر ، فردا من .....!!!
حالا دعاي عيدو مي خونم !!!! حول حالنا الي احسن الحال !!! يعني همين كه گفتم ! احسن الحال يعني همين كه حالمو از اينكه هستم بهتر كني !!!!! احسن الحال براي من يعني مــــــــــــــــــــــــرگ .... پس بگير ...پس حول حالنا الي احسن الحال ...............
آي آدما عيدتون مبارك ...
پايان .......................



من سهيل يك ستاره ام.من هستم كه شب به ظلمت نماند.اما دريغ كه خود همواره در ظلمتم ...